حرفای خودمونی من و تو...
مطالب آموزنده,روزمره,سخنان بزرگان,داستان های کوتاه و... 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
همیشه دعا کنید :

چشمانی داشته باشید

که بهترین ها را در آدم ها ببیند

قلبی ، که خطاکار ترین ها را ببخشد

ذهنی ، که بدیها را فراموش کند

و روحی که هیچگاه ،

ایمانش به خدا را از دست ندهد . .
.

                                  

  

[ جمعه پانزدهم دی 1391 ] [ 22:16 ] [ amir ]
ﮔﺮﻭﻩ ﻻﯾﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ . . .
ﺭﺿﺎ : ﺳﻼﻡ ﺑه همه
ﭼﺮﺍ ﮐﺴﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﻤﯿﺪﻩ ؟
ﺍﻭﮐﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ؟ ﺑﺎﯼ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺑﻌﺪ
ﺳﺎﻧﺎﺯ : ﭘﺨﺨﺨﺦ
ﻋﻠﯽ : ﺳﻼﻡ ﺧﺎﻧﻮﻡ
ﺣﺴﯿﻦ : ﺳﻼﻡ ﮔﻠﻢ
ﺣﺎﻣﺪ : ﺳﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ
ﻣﻬﺪﯼ : ﺳﻼﻡ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ
ﺟﻌﻔﺮ : ﺳﻼﻣﻤﻤﻢ
ﺍﺻﻐﺮ : ﻫﺎﯼ ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ
ﻣﺤﻤﺪ : ﺳﻼﻡ ﺏ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﻫﺖ
ﺍﺷﮑﺎﻥ : ﺳﻼﻡ ﺧﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﯼ
ﻣﻬﺮﺍﻥ : ﺳﺴﺴﺴﺲﻻﻣﻤﻢ .
ﺯﻫﺮﺍ : ﺳﻼﻡ ﺍﺟﯽ
ﺳﺎﻧﺎﺯ : ﺱ
:-|   واقعان واقعیته =))

.

[ یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 ] [ 17:14 ] [ amir ]
امروز رفتم آمپول بزنم، وقتی طرف داشت آمپول میزد یه عطسه محکم زدم

جوری که نزدیک بود تا چهارتا ساختمون اونطرف تر خراب شه: هیچی دیگه

امیدوارم بتونم به لطف خداوند متعال و با استعانت از ائمه اطهار و با دعای

خیر مردم تو پارالمپیک آینده جانبازان و معلولین، برای کشورم افتخار آفرین

باشم

[ یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 ] [ 17:9 ] [ amir ]
یادداشتی از نلسون ماندلا :
 
من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.
 
من باور دارم ...
که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد
و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.
 

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.
 

من باور دارم ...
که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.
 

من باور دارم ...
که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم.
 
من باور دارم ...
که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات
و عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد که آن‌ها را مى‌بينم.
 

من باور دارم ...
که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين که چه احساسى داشته باشيم.
 

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.
 

من باور دارم ...
که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.
 

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.
 
من باور دارم ... 
            که گاهى هنگامى که عصبانى هستم
                            حق دارم که عصبانى باشم
                                امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد
                                                         که ظالم و بيرحم باشم.
 

من باور دارم ...
که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.
 

من باور دارم ...
که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.

من باور دارم ...
که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.

من باور دارم ...
که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

من باور دارم ...
که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.

من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً متفاوت را ببينند.

من باور دارم ...
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.

من باور دارم ...
که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

من باور دارم ...
که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

من باور دارم ...
«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را داردنيست
بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند.»
 
[ یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 ] [ 16:55 ] [ amir ]
پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید.

بچه ماشین بهش زد و فرار کرد.

پرستار : این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید.

پیرمرد: اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم.
خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میارم

پرستار : با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.
اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت:

این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.

صبح روز بعد…

همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید !!

[ چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 ] [ 22:39 ] [ amir ]
گاهى اوقات این آدم ها نیستن که عوض مى شن
نقابه که مى افته !
* * * * * *
“از الان که اینجوری گرمه تابستون واویلاست”
شنیده شده در 98 درصد تاکسی های تهران
* * * * * *
وقتی اسم فامیل بازی کنی
حمید حمیدی ، سارا سارایی ، گوجه پلو ، گلابی پلاستیکی و رنگ قورباغه ای
نه تنها عجیب نیست ، بلکه کاملا منطقیه :))
* * * * * *
برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر به صلاح نمیباشد !
* * * * * *
کارلوس کی روش این آهنگ امیر تتلو برای جام جهانی رو بده سرمربی آرژانتین
بگه : ببین این وضع این ملته ، دیگه خودت هرچی کرمته ، هرچی صلاح میدونی ، رحم کن !
* * * * * *
هیچ هیولایی ترسناکتر از آدمی نیست
که کمین کرده اشتباه کنی و بپره بگه دیدی گفتم !
* * * * * *
مژده گونی چیست ؟
مژده گونی خواهر کوزی گونی می باشد
بعععععله !
* * * * * *
تماشاچی‌ های ایران توی جام جهانی
یه مشت مصرف کننده‌ ی چای احمد و برنج محسن و تلویزیون صنام و یخچال فریزر امرسان هستن
بچه ها مچکریم :))
* * * * * *
به 30 تا از شماره های موبایلم اس ام اس زدم
سلام خوبی؟
من گوشیمو عوض کردم شمارت پاک شده ، میشه یه میس بندازی شماره ات رو سیو کنم ؟
تا الان 27 میس کال دارم !
ببینید با چه شتر مرغ هایی من دوستم
* * * * * *
چه بسا افرادی که حتی رانندگی بلد نیستند
ولی به چه زیبایی ” دور ” زدن را بلدند !
* * * * * *
این نسل از اون موقع که مامان ها سیب‌زمینی سرخ کرده رو گذاشتند بالای یخچال
عقده‌ای شد !
* * * * * * * * * * * *
جالبه که وقتی سن آدمها رو کمتر از سن واقعیشون حدس میزنی
فرض رو بر این میذارن که چهره شون جوونه نه اینکه طرز فکر و رفتارشون بچه گانه ست!
* * * * * *
انسان کولر رو اختراع کرد خدا بدش اومد که تو آب و هوا دخالت شده
پس پدر رو آفرید که نذاره روشنش کنن !
* * * * * *
وقتى “چه خبر؟” به “دیگه چه خبر؟” تبدیل شد خدافظى کنید !
* * * * * *
به بعضیا هم باید یادآوری کرد که اسم دارن رو بچشون می‌ذارن
یوزرنیم انتخاب نمی‌کنن که این‌همه اصرار دارن کسی برنداشته باشه !
* * * * * *
قانون های فوتبال دوران کودکی! یادته؟!
1. اونیکه از همه چاقتتر بود، همیشه دروازبان بود!
2. همیشه اونی که صاحب توپ بود ، میگفت کی بازی میکنه کی نه!
3. زیاد قسم میخوردی پنالتی بود ، قسم نمیخوردی پنالــــــتی نبود!
4. بــــازی زمــــانی تموم میشــــد ، وقـــتی همه خســـته میــــشدن!
5. مهم نبود بازی چند چنده ، هرکی گلِ آخــر بازی رو میزد ، برنده بود!
6. داور هم که موی زائد ! :))
7. اگه یه موقع توپ گیر نمیومد ، یه جورابی دبِ پلاستیکی چیزی …!
8. اگه یارکِشی آخر انتخاب میکـردی، دیگه امیدی واسه زندگی نبود!
9. لحــــظه ای که توپ مــــیرفت زیر ماشینی که در حال حــــرکته، پر استرسترین لحظه زندگی بود!
10. وقـــــتی صــــاحب توپ عصــــبانی میشد، بازی تمــــوم میشد!
11. دختر همســـایه از کوچه رد میشد، همه رونالدینیو میشدن! :))
12. شلــــوارت، کفشـــت، پیرهـــنت پاره میشد، کـتک شـب رو … !
13. مسابقه با تیم کوچه بغلی مثل لشکر کـشی هیتلر به لهستان بود!
یادش بخـــــــیر
* * * * * *
کریستوف کلمب مجرد بود
چون اگر کریستوف کلمب ازدواج کرده بود ممکن بود هیچگاه قاره امریکا را کشف نکند
چون
بجای برنامه ریزی و تمرکز در مورد یک چنین سفر ماجراجویانه ای
باید وقتش را به جواب دادن به همسرش در مورد سوالات زیر می گذراند ! :
- کجا داری میری؟
- با کی داری میری؟
- واسه چی میری؟
- چطوری میری کشف؟
- برای کشف چی میری؟
- چرا فقط تو میری؟
- تا تو برگردی من چیکار کنم؟
- می تونم منم باهات بیام؟
-راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟
- بده لیست نفراتتو ببینم
- حالا کِی برمی گردی؟
- واسم چی میاری؟
تو عمداً این برنامه رو بدون من ریختی، اینطور نیست؟!ا
-جواب منو بده !ا
- منظورت از این نقشه چیه؟
- نکنه می خوای با کسی در بری؟
- چطور ازت خبر داشته باشم؟
- چه می دونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟
- من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟
- مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟
- تو همیشه اینجوری رفتار می کنی
- خودتو واسه خود شیرینی می ندازی جلو؟
- من هنوز نمی فهمم، مگه چیز دیگه ایی هم برای کشف کردن مونده!
-چرا قلب شکسته ی منو کشف نمی کنی؟
-اصلا من می خوام بیام
[ یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 ] [ 12:19 ] [ amir ]
تو تاکسی نشسته بودم یه دفه دختره گفت چی؟

منم گفتم هیچی دختره:چی؟

من:به جان خودم هیچی دختره:چی؟؟

من:ناموسن هیچی دختره:چی؟!

من:آقای راننده جان مادرت وایسا،من میخوام پیاده شم..!

راننده:خفه شو لامصب،بشین سره جات خانوم داره عطسه میکنه....!

[ پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393 ] [ 14:38 ] [ amir ]
دلم اونى رو میخواد كه وقتى ميگم ميخوام جيغ بزنم نگه هيس زشته ، بگه :

1.2.3 ..
اونى كه وقتى باهاش ميرم دريا نشينم يه گوشه و فقط حرف بزنيم و دريا رونگاه كنيم ، آب بپاشيم تو صورت هم ..
نترسيم از حرف مردم ، زندگى خودمه دلم ميخواد ديوونه باشم ..
كسى كه وقتى بارون ميزنه باهاش بدون چتر زير بارون قدم بزنم ، وقتى بارون شديد شه بگه واى چه بارونى بعدم كاپشنشو بگيره بالا سرمون و بدوييم و بگه يكى از يكى ديوونه تر ، بعدش بزنيم زير خنده و منم عشق كنم از خنديدنش ..
كسى كه وقتى ميريم مهمونى حو
اسش بهم باشه ، وقتى مجبورم يه جمع كسل كننده و حرفاى خاله زنكيشونو تحمل كنم بهم اس بده : قيافشوووو داره زجر ميكشه ها ، ديوونه تر كردن اين ديوونه رو ، پاشو بريم خونه عزیزم ! خندم بگيره نگاش كنم چشمک بزنه بعدم با هزار بهونه از اون مهمونى خلاص شيم و وقتى اومديم بيرون باهم بزنيم زير خنده ..
و نصفه هاى شب خيابونا رو باهم دور بزنيم و به چيزاى الكى بخنديم ..
كسى كه كنارش خود خودم باشم ..

[ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 ] [ 18:58 ] [ amir ]
ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﯿﺐ ﺯﻣﯿﻨﯽ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺘﻪ ﻗﻮﺭﺕ ﻣﯿﺪن
ﺍﻣﺎ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺗﻮ ﻣﻠﻊ ﻋﺎﻡ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﭼﯿﭙﺲ ﻧﺎﺯک رو ﺑﺎ 8 تا ﮔﺎﺯ 2 تا ﺗﺮﻣﺰ ﻭ 3 ﺗﺎ ﻧﯿﻢ ﮐﻼﺝ ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ :))
* * * * * *
دختره 12 ساله تو پیج دکتر سوال پرسیده چجوری بدون عمل لب هامو برجسته کنم ؟
رفتم جواب دادم : با دمپایی ابری خیس محکم بکوب تو دهنت درست می شی :|
* * * * * *
وسایل مورد نیاز براى امتحان :
خودکار + آفتابه :))
* * * * * *
وقتی میرم بانک به جای یه شماره ، پنج شیش تا شماره می گیرم
اینطوری اون آدمی که بعد من میاد وقتی هی شماره هارو اعلام میکنن
و می بینه که کسی نیست از خوشحالی تا دم باجه ذوق مرگ میشه !
کار ما شاد کردن دل ملته دیگه ! ^.^
* * * * * *
بیچاره داداشم بچه که بود انقد دسته بازی رو نمیدادم بهش بازی کنه
که الان از قارچ خور به عنوان فیلم یاد میکنه تا بازی !
خدایا مارو ببخش
* * * * * *
هر موقع واسه جمله “میخواستی منو به دنیا نیارید”
که قراره از بچه م بشنوم جواب مناسبی پیدا کردم ، زن میگیرم !
* * * * * *
کانون خانواده ما خیلی گرمه !
یعنی تا میاد سرد بشه بابام کولرو خاموش میکنه
* * * * * *
ﺧﻤﯿﺎﺯﻩ ﭼﯿﺴﺖ!؟
ﺣﺮﮐﺖ ﻧﻤﺎﯾﺸﯽ ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ ﻫﺎ ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ !
* * * * * *
عطرهای گرون قیمت رو بیخیال
آدم باید بوی بنزین بده !
* * * * * *
اگر در حالی که این اس ام اس را می‌خوانید ، پشت کامپیوتر خود قوز کرده اید
لطفا صاف بشینید و به کار خود ادامه دهید !
* * * * * *
دور نیست اون روزی که برن پیش ایرانسل برا تحقیقات قبل ازدواج
که ببینن 1 تا 7 صبح با کی حرف میزدن !
* * * * * *
یکی اومد با احساسم بازی کنه گفتم گزارشگر خیابانیه بیخیال شد! :))
* * * * * *
قبل از اینکه ناخناتونو بگیرید ، خودتون رو خوب بخارونید !
بعد بگید من شمارو دوست ندارم ، واقعا دیگه چه اطلاعاتی میخواید ؟
* * * * * *
بیاین برای تمرین نه گفتن
به عنوان حریف تمرینی از هم درخواست های نامعقول کنیم نه بگیم
* * * * * *
خدایا
بهم قیافه که ندادی
پولم که ندادی !
لطفاً با ذکر مثال ، علت خلقت مرا در دو سطر توضیح دهید
با تشکر
* * * * * *
یه بار نشستم تو تاکسى چهار تا سرباز عقب سوار کرده بود
گفتم آقا خوب بر نزدى سربازا افتادن پیش هم
* * * * * *
دوست عزیز و گرامی
شما که بعد از غیبت طولانی به مدتِ چند سال
ناگهان زنگ زده و بسیار گرم و صیمیمانه ابراز دلتنگی می‌کنید، خر پدرتان است
با احترام
زخم خوردگان از قرض گیرندگانِ بی‌شعور
* * * * * *
جوری امتحانامو گند زدم که باید اول پاسخ برگام بنویسم :
استاد گرامی ! با توکل به خداوند و آرامش سوالات زیر را تصحیح نمایید
* * * * * *
اگه همایون شجریان آهنگ جام جهانی رو می خوند :
چرا باختی چراااااا؟
* * * * * *
شما هم برای تخمین سردی یا گرمی چایی ای که برای مهمون میبرید
انگشت میزنید توش ؟
یا فقط من اینجوریم !؟
* * * * * *
داشتم از یه جایی رد میشدم، دیدم یه پسره داره سیگار میکشه!
بهش گفتم : چرا سیگار میکشی ، پولتو دود میکنی !؟
برگشت گفت : شما چرا غذا میخورین ، پولتون رو ع*ن میکنین !؟
هیچی دیگه یه نخ سیگار روشن کردیم … :|
* * * * * *
مشکل پدر و مادر من اینه که من رو با موفق ترین بچه ى فامیل
و خودشون رو با بدبخت ترین پدر و مادر فامیل مقایسه میکنن
* * * * * *
میدونین چی از 100 تا فحش بدتره؟
200 تا فحش !
من برم سراغ اکتشاف بعدی !
* * * * * *
ببین با “کیا” شدیم 75 ملیون
با هیوندا بود میشدیم 135 ملیون
یا مثلن جنسیس بود میشدیم 250 ملیون
خیلی پیچیده س
* * * * * *
تو کشور کره صدا بزنی “کیم” همه بر میگردن!
ی چیزی تو مایه های “مهندس” خودمونه
* * * * * *

[ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 ] [ 12:16 ] [ amir ]
دیشب با داداشم نشستیم پای هندونه و جاتون خالی با قاشق تمام مغزش رو تراشیدیم و خوردیم ، بابام از اونور داد میزنه میگه : یه ذره هندونه بزارید بمونه روی اون پوست ، تا رومون بشه بزاریمش دم در؛ اینجوری مردم فک میکنن بُز تو خونه بستیم ...


بچه که بودم خونه مون چسبيده بود به مدرسه
هيچي ديگه هر وقت از بلند گو صدام ميکردن
هم تو مدرسه کتک ميخوردم هم تو خونه!!!!



ﻣﻦ ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻩ ﺍﯾﻦﺩﺧﺘﺮﺍ ﺩﺭ نیاوردم:
ﻣﺘﻨﻔﺮﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﺸﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﭙﺮﺳﯽ ….
ﻭﻟﯽ ﭘﺪﺭﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻥ ﺍﮔﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﺪﺷﻮﻥ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺮﻩ


بنا به عامار جمعیتی ایران ...
به هر پسر دو دوست دختر میرسه ....
خدا شاهده ازش نمیگذرم اونی که حق منو خورده... :)


درسته که ما نسل سوخته ایم ولی باید خدا رو شکر کنیم چون با این اوضاع نسل بعدی قطعا جزغاله است


 یه موقعی توی مراسم عقد سکه هدیه میدادن، بعد شد نیم سکه، بعد ربع سکه،
بعد این سکه‌های یک گرمی و نیم گرمی «پارسیان» و این چیزا اومد ...
عنقریب روزی فرا میرسه که به عروس و داماد فقط بتونیم بگیم "آفرین"


روزی به لقمان هیچی نگفتند. همینطوری ساکت نگاهش کردند. آخر خودش خسته شد و گفت: «از بی ادبان!»


پسره می ره خواستگاری یه دختری، بابای دختره می گه:
نه ازت مهریه می خوام، نه خونه، نه ماشین، بیکارم بودی مهم نیست ...
یه لپ تاپ می ذاره جلو پسره می گه: فقط فیس بوکتو بازکن ببینم!


اگه بخوای خلبان بشی، هزار جور مریضی داری ولی بخوای معافیت پزشکی بگیری، سالمِ سالمی
[ جمعه نهم خرداد 1393 ] [ 12:3 ] [ amir ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

37سالمه و عاشق زندگی...نداشته هام بیشتر از داشته هام هستن ولی از همین داشته های کم سعی کرده ام بهترین استفاده رو ببرم.اینجام یه حیاط خلوتیه واسه درونیاتم مثل اکثرتون...
سعیم اینه با آوردن مطالب آموزنده یا شادی آور وحرفای خودمونی و...حداقل یه نکته مثبت رو اشاعه بدم...
بقیه چیزا هم که تو پروفایل و مطالبم اومده..